در جهت كاهش افسردگي در ابتدا مي توان به موارد مهم زير توجه و اقدام نمود
1 – ورزش
2 – بازنگري فعاليت هاي ذهني جهت پاك كردن افكار مزاحم روز مره و تغئير در جنبه هاي معمولي زندگي
3 – ايجاد يك نظام حمايتي
4 – پيدا كردن يك شيوه سالم جهت ابراز عواطف
5 – تاكيد بر تجارب موفق و مثبت خود
6 – انتخاب اهداف واقع گرايانه و قابل دسترس
7 – شناخت توانائيهاي خود و راضي بودن از آنها
8 – انجام تفريحات روزانه
9 – شركت در فعاليتهاي اجتمائي
10 – مبارزه با خود گوئي هاي منفي
11 – استفاده از رژيم غذائي متعادل و عدم استفاده از غذاهاي شور .
چنانچه موارد بالا موثر نباشد مراجعه به يك مشاور حرفه اي و يا روانپزشك توصيه مي گردد .
افسردگي نشانه ضعف شخصيتي نيست . افرادي چون ابراهيم لينكن ، ملكه ويكتوريا و چرچيل نمونه هائي از افراد مشهور تاريخ هستند كه دچار افسردگي بودند . بعضي از افسردگي ها حتي بدون درمان نيز بهبودي مي يابند . اما در اغلب موارد مراجعه به مشاور و مصرف داروها تاثير بسزائي در درمان افسردگي دارد . داروهاي استاندارد ضد افسردگي ، اعتياد آور نيستند ولي گاه فرد نوعي وابستگي در خود احساس مي كند . هدف اين داروها فراهم كردن شرايط براي ايجاد تغئيرات مثبت در حالت خلقي و الگوهاي فكري فرد افسرده است . اثر درماني بعد از دو تا چهار هفته پس از شروع برنامه مصرف دارو ظاهر مي گردد . گاه اين زمان كوتاه نيز مي شود . بايد متذكر شد كه بهترين روش درمان تركيب دارو درماني و درمان روان درماني است .
افسردگي در كودكان و نوجوانان :
افسدگي معمولي در اين دو قشر ، از نوع افسردگي خفيف است . تشخيص افسردگي در كودكان و نوجوانان كار نسبتا دشواري است . زيرا كودكان و نوجوانان افت و خيز هاي خلقي زيادي از خود نشان مي دهند . اين افت و خيزها به ويژه در آغاز نوجواني مشاهده مي شود . در مورد اين دو قشر بهتر است با درمان رواني ، اجتماعي و ترتيبي آغاز كرد و در صورت نياز به دارو روي آورد . جالب اينكه تا همين اواخر بسياري از پزشكان منكر اين بودند كه كودكان و نو جوانان هم ممكن است دچار افسردگي واقعي شوند . (كلرمن 1978 ، نيكولي 1978 ) كودكان و نوجوانان افسردگي خود را به صورت خستگي و بي قراري و تظاهر به بيماري نشان مي دهند . اين افسردگي در حالت افراطي به صورت پرخاشگري و نيز رفتار بزهكارانه بروز مي كند . ( آخن باخ 1981 )